welcome to my weblog

زنجیر سرنوشت

توجیه کوتاه گامی ما نیست

تقدیر را دلیل می آوریم

تا گریزگاه مان باشد

می توانستیم

دیگرگونه مسیری را برگزینیم

به دفعات و

دفعات

 

بارها

در گذری شلوغ

چشمانی از کنارت گذشته اند

که ایمان داشته ای

می توانند سرنوشتت را دگرگون کنند

اما بی دل تر از آن بوده ای

که به قفا برگردی و

مالک چشم ها را

صدا بزنی

 

قطاری بی ترمز

از ایستگاهی می گذرد

از دریچه کوپه تنگت

زنی-یا بل مردی-را

کنار ریل ها می بینی

و باور داری

نیمه گمشده جهان توست

لیکن خطر نمی کنی به دست بردن ترمز خطر

تا خداوندگار سکون قطار شوی

و از دریچه بیرون جهیده

بر خلاف مسیر موعود قطار به راه افتی

نه به جستن آن چشم ها

که به یافتن خود

خودی که هر اجباری را سر می زند

و بر نمی تابد

تنگنای تقدیرو

سیم خاردار سرنوشت را

+ نوشته شده در  شنبه ۱٤ مهر ،۱۳۸٦ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ  توسط رها   پيام هاي ديگران ()